الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

107

أصول الفقه ( فارسى )

به صورت مقيد و خاص انشا مىشود ، هرچند لفظ برحسب ظاهر ، عام مىباشد . نقش دليل مخصّص در اينجا آن است كه مىآيد و مراد شارع را بيان مىكند ، نه آنكه آنچه را كه در واقع ثابت بوده بردارد و رفع كند . اما در نسخ ، حكم به صورت مطلق انشا شده ، و مقتضايش آن است كه در صورت نسخ نشدن ، تداوم يابد . بنابراين ، نسخ عبارت است از محو كردن آنچه ثابت است كه « خداوند هرچه را خواهد محو مىكند و اثبات مىكند . . . » نه آنكه لفظ برحسب اطلاق و عمومش ظهور در دوام و استمرار داشته باشد ، و حكم انشاشده در واقع موقت باشد ، و سپس دليل ناسخ بيايد و مقصود واقعى از دليل نخست را بيان و آن را تفسير كند ، بلكه دوام ، مقتضاى نفس ثبوت حكم است بىآنكه لفظ دليل حكم بواسطهء عموم يا اطلاق برآن دلالت كند . بدين معنا كه حكم انشاشده به تنهايى و با قطع نظر از دلالت دليلش برآن ، دوام دارد و تا وقتى چيزى كه آن را بردارد و زايل كند نيامده ، استمرار مىيابد ، مانند ديگر موجوداتى كه طبيعتشان اقتضاى بقا و استمرار دارد . 4 - گفته‌اند : كلام خداوند قديم است و برداشتن و رفع امر قديم متصور نيست . پاسخ : برفرض كه بپذيريم كلام خدا قديم است ، « 1 » بايد بگوييم : اين سخن اختصاص به نسخ تلاوت دارد و اصل نسخ را ابطال نمىكند . از طرفى ، در بحثهاى پيشين آياتى را از خود قرآن كريم آورديم كه بيانگر امكان نسخ تلاوت است ، هرچند وقوع چنين نسخى را با صراحت بيان نمىكند مانند آيهء « و چون آيه‌اى را به جاى آيهء ديگر بياوريم . . . » اين آيه يا دلالت مىكند بر اينكه كلام خدا قديم نيست و يا دلالت مىكند بر اينكه امر قديم را مىتوان رفع كرد . افزون بر آنكه نسخ تلاوت به معناى برداشتن اصل كلام نيست ، بلكه به معناى برداشتن تبليغ آن و قطع رابطهء مكلفين با تلاوت كردن آن است .

--> ( 1 ) . قديم بودن كلام خداوند با مسألهء كلام نفسى مرتبط است و اينكه يكى از صفات ذاتى خداوند آن است كه او متكلم است . به عقيدهء ما اساس اين نظريه و نتايج متفرع برآن همگى باطل است . البته اين مدعا در بحثهاى فلسفى و كلامى اثبات مىشود .